درباره من

شنبه ۹ مرداد ۱۳۸۹ ه‍.ش.

داستان ملکه سبا و حضرت سلیمان ۷

در این داستان صعود آن پری به آسمان را می خوانیم.داستان هندوها با بابلیان همخوانی دارد.اما با داستان مسلمانان تفاوت دارد.زیرا ایساراساس در آسمان است و گهگاهی به زمین سر می زند و ایشتار یکی از خدایان است.در داستان هندوان دو برادر در ابتدا در روی زمین زندگی می کردند.اگر چه بعداً اجازه یافتند که به آسمان صعود کنند.از این نظر با دو فرشته ای که مطابق داستان یهودیان و مسلمانان از آسمان به زمین آمدند ، متفاوت هستند.اختلاف از این نظر بسیار ناچیز است.در داستان هندوها برادران از طرف ایزد بانویی به نام دیتی که مادر ماروت خدای طوفان است؛ فرود آمدند. شباهت بین این افسانه های مختلف بسیار شگفت آور است.
می توان نتیجه گرفت که علت شباهت این داستانها به یکدیگر این است که منبع اصلی این داستانها یکی بوده است. یهودیان بدون شک قسمتهایی از این داستان ، یا حد اقل نام ایشتار یا ایستر و دیگر جزئیات را از بابلیها که بابلیها نیز آن را از آکدیان قدیم گرفته بودند؛ اقتباس کرده اند.تلمود منبع بت پرستی آن را فراموش و آن را قبول می کند و از یهودیت نیز وارد قرآن و سنت مسلمانان می شود.اگر بخواهیم تحقیق کنیم تا بفهمیم یهودیان چگونه این داستان را پذیرفته اند ، در می یابیم که علت این پذیرش در بدفهمی یک واژه عبری در کتاب سفر آفرینش است. واژه nephilim که در متن کتاب آفرینش فصل ششم هست، به معنی افتادن است. اما جاناتان بن عزیل در کتاب ترگوم آن را به فرود فرشتگان معنی کرده است و بدون شک آن را با ریشه لغوی آن کلمه سازگاری داده است.
همانطور که قبلا توضیح دادیم ، به دلیل کج فهمی واژه اور که به معنی شهر است، داستان در آتش افتادن ابراهیم سرهم بندی شد؛ جاناتان در توضیح خود درباره فصل ششم سفر آفرینش می گوید: شمازیل و عزازیل از بهشت به سوی زمین فرود آمدند. این داستان در میدراش به خاطر همین اشتباه تکرار شده است.نیازی به تشریح واژه nephilim به آن صورت که مورد قبول ماست و معنی افتادن می دهد، نداریم.زیرا در کتاب ترگوم اونکلوس آن را مردان وحشی و ظالم معنی کرده است. بعضی مشتق شدن این واژه ازnaphal را منکر می شوند و ترجیح می دهند آن را مشتق شده از واژه nabil که به معنی noble (اصیل و شریف) و همچنین کماندار است؛ بدانند.اما همانند اسامی خاص در فصلهای اولیه کتاب آفرینش ، ممکن است که ریشه این لغت در اصل سومری باشد و هیچ ارتباطی با زبانهای سامی نداشته باشد.از آنجا که یهودیان نادان عاشق چیزهای عجیب و غریب بودند، داستان فرود فرشتگان را عجیب تر و غیر واقعی تر می ساختند.در ابتدا در قالب فرشته ای از آسمان فرود آمدند . در حالیکه در افسانه بابلیان ایشتار ، تنها به وسوسه گیلگمش می پردازد.اما یهودیان با گذشت زمان در افسانه های خود غلو بیشتری وارد کردند.برای مثال در کتاب ساختگی انوخ ، تعداد این فرشته ها را 200 نفر ذکر کردند که همگی برای انجام گناه با زنان زمینی از آسمان فرود آمدند.
داستانی را که در ذیل می آوریم ، آنقدر مهم است که باید آن را با جزئیات بیشتری نسبت به داستانهای پیشین تعریف کنیم. زیرا در آخر داستان نتیجه ای که عایدمان می شود، در میدراش و بعضی از قسمتهای قرآن ذکر شده است. در متنهایی که ذکر خواهیم کرد، در هر کجا که تعداد مردان زیاد می شود؛ در همانجا دختران زیبا متولد می شوند و فرشتگان ، آن پسران بهشتی ، دختران را می بینند و علاقه مند به کام گیری از آنها می شوند.سپس به یکدیگر می گویند : بگذار از زمینیان زنانی را برای خود برگزینیم و دارای فرزند شویم. سمایساز که سر دسته آنها بود به آنها گفت: من می ترسم شما از پذیرفتن این امر امتناع کنید و من به تنهایی در دام این گناه بیفتم.بنابراین آنها گفتند ، ما همگی سوگند می خوریم تا به مقصود نرسیم دست از طلب بر نداریم و سپس همگی با هم سوگند خوردند و یکدیگر را متعهد کردند که به سوگند خود وفادار بمانند.پس از شمردن نام فرشتگان شورشگر داستان ادامه می یابد. آنها هر کدام برای خود همسری انتخاب کردند.فرشتگان به آنها طریقه درست کردن سم و جادو گری و همچنین داروهای گیاهی را آموختند.عزائیل به مردان طریقه ساخت شمشیر و سپر و اسلحه را یاد داد.او فلز و طرز کار کردن با آن را به آنها نشان داد. همچنین گردنبند، نقاشی، سنگهای گران قیمت و رنگها را نیز به آنها نشان داد. منبع تزئینات زنان همان است که در میدراش پیدا کردیم.توسط این داستان می توانیم به منبع این متن قرآن که از هاروت و ماروت سخن می گوید ، آگاهی پیدا کنیم.محمد می گوید، آنها چیزهایی یاد گرفتند که باعث جدایی بین زنان و مردان می شد. آنها مجاز نبودند که به کسی آسیب برسانند به جز با اراده خدا و آنها چیزهایی به مردم می آموختند که آسیب رسان بودند نه منفعت رسان. برای ثابت کردن ریشه یهودی داستانهای هاروت و ماروت حداقل در جزئیات اصلی آن احتیاج به مدرک بیشتری نیست. اگر چه ما در نام این فرشتگان تأثیر ارمنیها و پارسیها را به خوبی مشاهده می کنیم.همچنین دیدیم که یهودیان این داستان را از افسانه های بابلیان گرفته اند و قبول آن داستان به دلیل سؤتفاهم در معنی یک واژه عبری در کتاب سفر آفرینش بوجود آمد.
امکان دارد که مسیحیان نیز همانند یهودیان مرتکب چنین اشتباهی شده باشند. با ارائه مطالب بالا به خوبی آشکار است که محمد داستانهای خود را از یک منبع تحریف شده نقل کرده است و طبیعتاً نمی تواند درست باشد.

‏هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر